الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )
63
رسائل شيخ انصارى ( فارسى )
و حتى با قصد ريا نيز محقق مىشوند مثل ازاله نجاست از لباس * وجه التزام به تفصيل در اينگونه واجبات در چيست ؟ ج : اين است كه ، چون در واجبات تعبدى قصد قربت شرط تحققشان مىباشد به ناچار اگر مكلفى معتقد به حرمت آنها باشد و لكن از روى تجرّى انجامشان دهد آنهم به اعتبار اينكه قصد قربت از وى ممكن نيست . قطعا واجب واقعى را بهجا نياورده است تا مصلحت واقعيه تحصيل شود و مفسده تجرّى را نابود كند و در نتيجه بتوانيم آن را از مصاديق مورد بحث قرار دهيم . * مراد از عبارت ( فانه لا يبعد عدم استحقاق العقاب عليه مطلقا او فى بعض . . . . ) چه مىباشد ؟ ج : * مراد از مطلقا در متن فوق چه مىباشد ؟ ج : غرض تمام موارد است در مقابل فى بعض الموارد . * مراد از عبارت ( نظرا الى معارضة الجهة الواقعية . . . ) چه مىباشد ؟ ج : بيان علت است براى عدم استحقاق عقاب نسبت به برخى از موارد تجرى . * مراد صاحب فصول از عبارت ( فان التجرّى عندنا ليس ذاتيا . . . ) چه مىباشد ؟ ج : بيان علت است براى ملاحظهء موازنه ميان جهت واقعيه با جهت ظاهريه بدين معنا كه : عمل تجرّى بنفسه قبحى نداشته و نمىتواند تمام الموضوع و علت تامّه براى قبح باشد ، لذا از حيث ترتّب عقاب يا سقوط عذاب از فاعل آن ، بايد موارد را در نظر گرفت . يعنى چهبسا در تجرّى فاعل ، فعل پسنديدهاى صورت پذيرد كه مانع از عقاب اوست ، اين ازآنجهت است كه ما مدّعى هستيم كه قبح تجرّى ذاتى نبوده و به اعتبار وجوه فرق مىكند . فى المثل : مكلّفى يقين مىنمايد كه فلان شخص كافرى واجب القتل است ( و حال آنكه فردى فاضل و متقى است ) در اين حال اگر مخالفت شرع كرده او را نكشد ، كسانى كه از واقع باخبراند او را مذمّت و تقبيح نمىكنند چرا كه ، نكشتن مؤمن عنوان پسنديدهاى است كه مانع از تأثير قبح تجرّى است . * مقصود صاحب فصول از عبارت ( و اظهر من ذلك . . . . ) چه مىباشد ؟ ج : ذكر امثلهاى است در ذاتى نبودن تجرّى از جانب صاحب فصول و همفكرانش . * مراد صاحب فصول از عبارت ( كذا لو نصب . . . . ) چه مىباشد ؟ ج : مراد اين است كه تجرّى تنها در فرض قطع تحقّق ندارد ، بلكه در صورت مكلّف بودن به امارهء ظنيّه و ترك آن نيز متصوّر است . * وجه قطع به سلامت از عقاب در عبارت ( لما فيه من القطع بالسّلامة من العقاب ) چيست ؟